خلاصه گفتگو همراه با توضیحات گمراه کننده
-بخش مربوط به دوست داشتن به شرط تصاحب و نه حتی لااقل برعکس-
صحنه- ماه فرو می کوبد بر سندان غروب...
الف: ای جبرئیل ای حامی فرشته روسپیان ژولیده موی با آرایش غلیظ٬
شما باز کنید در به روی دلهای خسته٬
شما نور و پروا دهید به این احساس تعلق خاطر مختصّ نرینگی.
ب: شمائید آقا؟!! همکار ِ ابر ِ بهاری برای گریستن های نابهنگام شبانه؟
شمائید؟! دعای باران؟! عالیجناب ِ راز؟! سرور ِ سکوت؟!
ج: تقصیر تو نیست که روح نداری.
-بخش مربوط به شیاطین آرام من و خدای آدم خوار٬ آنجا که بدی از گناه جدا می شود
و هر یک به راه خود می رویم-
صحنه- بهار و جشن کفّار و ساکنان ِ دیار ِ زیبائی شناسی اخلاق...
ب: دل و دره های عمیق و مه آلود٬
تو فهرستی از هدایای ماه ِ تمام٬
آنگاه که در تاریکی بسته می شود٬
با دو بوسهء غمگین به روی دو پلک.
الف: ولی من فکر می کنم٬
انسان ِ چشم های بسته٬
هنگام ِ بوسه٬
خلاصه می شود در محل تماس.
پانوشت -فهرست ِ هدایای ِ ماه ِ تمام :
۱ - دیدن تو هنگام نوازش موهایم - از نور ماه.
۲ - خیال تو هنگام خیال نوازش موهایم- از جنون ناشی از روئیت ماه.
۳- شرابخانه ء تصور ِ لبخند ِ چشمهایِ تو -به بهانهء ماه. .
-بخش مربوط به اینکه چقدر واژهء اندوه٬ غلوّ می کند درباره ء این لذّات دردآلود-
صحنه- پائیز ِ شیراز...
ج: تو دور می کنی با لبخند.
با خاموشی ِ شکنجه گرت٬ زخم می کنی.
تو مریضی باید معالجه شوی.
بیهوده برای کسی گریه نکن
چرا که همه کس کنار تو تنهاست.
الف: تو و نظاره ء ماه و
آنچه براستی سزاوار توست:
-تنهائی-
مهر ۱۳۸۷-همدان