روش شناسی ِ حرکت بر اساس معیارهای متغییر، برای اجتناب ِ از جنون
یا شاید،دستورالعمل برای نجات روح از دست ِ ذهن.
نیز حتی پیش گیری از تبدیل انتزاع به هیولی.
روش شناسی برای روش شناسی
جدی بگیرید ، لبخند نزنید
توضیحات:
هر روز یا هر ماه،شاید هر ساعت ،پیش از هر خواب،لطفا حتما برای ذهن یک چهارچوب ِ حتی الامکان
دقیق مشخص کنید.شامل ِ فهرستی از مسئولیت های شخصی اجتماعی،توانائی ها محدودیت ها نیز
محدوده ها و ارزشهای درونی شده همچون سرطان ِمزمن و...
نکته اول: مطالب فوق حداکثر در چهار سطرتهیه شود.
نکته ء بعد: طی این مدت گور ِ پدر ِ روح، هر جا خواست سرک بکشد،تا خواب بعدی،
ذهن باید طبق همین دستورالعمل حرکت کند،اداره کند. وگرنه جنون.
یادآوری:
شاید تنها در مورد انسان کاربرد خواهد داشت. عجیب نیست؟
۳۰شهریور۱۳۸۶
زمین از دستهای من باغ شد
موهوم از خیال ما خداوندگار شد
چه بسیاریم ما که روزیمان اندک است و شعرمان بسیار
عصیانمان نیست ، ناطالب وصلیم و ناسرگشته ء فراغ
از درگاه هیچ خدائی صدای خواهشمان برنخواست
خود معجزه می کردیم ، معجزه ،
از آب ِ بویناک و عشق انسان می آفریدیم و هیچ کس خداوندگارمان خطاب نکرد
دلتنگ ِ غروب از نگاه ما دلش تنگ شد
سبز بهار از خطاب ما خوش شد و خاک و سنگ از پای ما فرسنگ
حالا که آغوش جهان آرامگاه تمام خواهش من نیست خواهم رفت
به شهر اسطوره های بی سرانجامی که آفریده ء من بود
تا فرزندانم را در هیئت خدایان یک یک باز شناسم
بیگاه بود و من نبودم،تو بودی و بوسه ای بودم بر لبهای تو
راهی که از آن عبور می کردی
دستی که با آن می نوشتی
واژه ای که در دل هجاهجا زمزمه می کردی
چه ناتمام بودم
چه بسیار
و من از شهر اسطوره ها عبور می کردم
به عشق مادینه خدایان و زیبائی بی زوالشان
آنجا که هر خدا با هر خدابانو که می خواست می خوابید و هیچ کس ،فاحشه، نبود
-پدر ببین به عقوبت دانش نیک و بد چه در آتش می سوزم
چه بر صلیب مصلوبم...
- رها کن رها، و مریم هنوز در انتهای داستان، باکره بود
- شرابخانه کجاست؟
- فراموشخانه کجاست؟
اگرنیست آبجو، ودکا ،حتی یک پیک جین،حتی یک بطر الکل سفید
حتی یک جرعه آرارات
حالاست که بی شعر و بی شراب
مسلمان شوم از فرط ...
- و شعر انزال شد.
شد فوران...
۱۳۸۰