در تو زخمی است
که
هر ماه
سر،
باز،
می کند
اما من و قاعدگی های بی قاعده ام…
مهر1383
گزاره ء لبهای تو طعم نان می دهد
در ستایش ِ کدامیک بود؟
لبهای تو یا نان؟
اسفند 1385
اصوات،
طعم ِ لبهای تو میدهد،
مرا چه می شود؟
- همه چیز یادواره ء توست
اردیبهشت 1386
دهان است
این
آری دهان
چه بسیار سروده هائی ادا شده از آن
در ستایش موهومات
چه بسیار آیاتی ادا شده از دهان
از مخرج ِ صحیح ِتاریخ
ذخیره در انباره های ِ فاضلاب ِ حافظه های ِ حمٌال
صامت و مصوٌت
مشدٌد
با اصرار ِ مکرٌر در تفاوت ِ بسیار، میان ِ تلفٌظ ِ سین و صاد
تهی ،تهی ، تهی … تهی از آنچه روح با آن تجسٌد بیابد
تهی از آنچه لبی از لبی با بوسه ای برباید
در کیمیاگری ِ بیان و بیمایش ِ روده های خاکستری ِ مغز،
اندیشه،
گوئیا،
در تبدیل ِ به واژه فساد میابد
دهان است این،
آری،
مقعد ِ فکر…
1384بهمن
تا پیمایش منحنی های موزون و نرم،
تا همپایاوائی ِ چامه های-ناله های خلسه و آزرم
تا کیمیای تصاعد عطر ِ روح از جسم،
تا معاشقه پشت درهای بسته ء بکارت،
تا پیر دلی
که
کوردلی نیست...
اسفند ۱۳۸۵